محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
172
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
المعتصم باللّه و الواثق بفضل اللّه و به قولى الرشيد بيار است . در آغاز رشتههاى مودت ميان او و باديس - همانند عصر پدرش - برقرار بود ؛ « 11 » ولى ميان او و دايىاش عبد العزيز ابن ابى عامر صاحب بلنسيه اختلافى شديد بود و باديس نيز در برافروختن آتش اين اختلاف سعى مىكرد ، زيرا او به عنوان زعيم بربر ، جبههء اندلسى را ناخوش مىداشت و همواره در تضعيف آن مىكوشيد . يكى از مهمترين حوادثى كه از اين مخالفت زاييد شورش ابن شبيب صاحب لورقه در سال 443 ه / 1051 م بود بر ضد المعتصم . آشكار است كه اين شورش به اشارهء عبد العزيز بود ؛ زيرا لورقه آخرين شهر مملكت المريه در شمال شرقى در جوار مملكت بلنسيه واقع بود . آن شورشى از عبد العزيز يارى خواست و عبد العزيز نيز فورا به او پاسخ داد و افواجى از لشكر خود را به يارىاش فرستاد . ميان دو گروه نبردهايى درگرفت كه به هزيمت ابن شبيب و استيلاى المعتصم بر دژهاى لورقه انجاميد و بار ديگر لورقه ضميمهء مملكت المريه گرديد « 12 » ؛ جز اينكه ابن شبيب از آن پس شورش از سرگرفت و توانست بار ديگر لورقه را در تصرف آرد و سه برادرش پىدرپى بر لورقه امارت يافتند . آخرين ايشان به اطاعت المعتمد بن عباد صاحب اشبيليه گردن نهاد و همچنان به حكومت خود تا آنگاه كه اشبيليه در سال 484 ه / 1091 م به دست مرابطون افتاد ، ادامه داد . « 13 » چون عبد العزيز در سال 452 ه / 1060 م درگذشت و پسرش عبد الملك بن عبد العزيز ملقب به المظفر به جاى او نشست ، المعتصم بن صمادح جمعى از سپاهيانش را به يكى از دژهاى او در تدمير فرستاد . باديس نيز در اين حركت او را يارى نمود ؛ ولى المعتصم در كار سستى به خرج داد و لشكرش بازگشت . « 14 » روابط ميان المعتصم بن صمادح و باديس از آن پس دچار دگرگونى شد . المعتصم را هواى استيلا بر اراضى غرناطه كه در همسايگى او بود در سر بود . ظاهرا برحسب آنچه امير عبد اللّه بن بلقين امير غرناطه در يادداشتهاى خود روايت مىكند ، آنكه اين هوا در سر او افگند يوسف بن نغزالهء يهودى وزير باديس بود . حتى تأكيد مىكند
--> ( 11 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 45 . ( 12 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 162 . ( 13 ) . . 501 . p , anamlusuM aicruM : orimeR y rapsaG ( 14 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 239 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 174 .